![]() |
![]() |
|
| زمستان است |
|
از تهی سرشار
روزهای سپیدم کو ؟ غزل اسمت را می گذارم عشق گل ارکیده زير اين خاك شرر هست اگر بگذارند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/11/30ساعت 8:1 توسط ناژوان |
|
|
بهار پای پنجره مبهم فردا نشسته است
نگاه که می کنی مدام باران می بینی و امید.... که بر شیشه های بی رنگ تنهایی ام تلنگر می زند
پایان نزدیک است بی گمان تمامی رهگذاران خسته این روزها جای پای رفتن را پیموده اند
فردا که بیاید تنهاترین شهر خواهم بود و بی پروا تن به دستان بی حیای شهر خواهم سپرد
سال های حادثه آمدند و رفتند و امروز با دلهره ای که ماهیان بی آب به آن دچارند دور از هیاهوی دریا غوطه خواهم خورد در گرداب حادثه "به حادثه برگرد، آرامش دوباره آنجاست" دیگر نه حادثه ای است و نه آرامشی راه یکی است ....گمراهی! این روزها دلم فرار می خواهد من گم شده ام، اما.... گمراهی می خواهم! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/11/25ساعت 14:35 توسط ناژوان |
|
|
برنامه هایت را خط خطی کرده بودم دو تا سنجاقکت هم دزدیدم و تمام بالهای پروانههایت را
فردا صبح زود وقتی میرفتی مدرسه صدای گریههایت را شنیدم آرام حریر را بر سر کشیدم و خندیدم . . . . .
از مدرسه برگشته بودی ورقهات را در دست داشتی با نمره "بیست آفرین" و مثل یک بخشش تازه نگاهم را دزدیدی!
حالا همه چیز برابر شده بود و ما با هم به رویا رفتیم و خوابهای کودکانهمان را تقسیم کردیم خانهمان پر از پروانه شد و سنجاقکها بر فراز گلهای نرگس پرواز کردند...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/11/20ساعت 15:33 توسط ناژوان |
|
|
(به مادرم)
و عمرم به پای تو طی شد گذشت بهاری که آمد چو دی شد گذشت چه آسان به دامان شب می چکید نگاهی که گاهی چو می، شد گذشت من از نغمه باد پرسیده ام که این رد پا از تو کی شد گذشت
تنم در سراب خزانها شکست نوایم زمانی چو نی شد گذشت برای عبور سپید تو در قصه ها همه دشتها ها شهر ری شد گذشت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/11/16ساعت 9:49 توسط ناژوان |
|
|
به پیشواز تو خواهم آمد تویی که رفتن لحظه به لحظهات تمام اضطراب بیصدای من میشد در انکار عقربههای بیرنگ ساعت
به پیشواز تو خواهم آمد تویی که زمزمههای هرگز به صدا درنیامده ات تمام حرفهای نگفته من میشد در انکار تمامی خواستههای به یغما نشسته همیشه سرد
به پیشواز تو خواهم آمد آنسان که سرمای مرده نگاهم آواز تمامی در دشت ماندگان را همچون بلورهای یخ در ریشه آرزوهای به خاک نشسته مان یکریز و پی درپی دفن کند...
به پیشواز تو خواهم آمد آنسان که دستان باز شده از اشتیاقم شانههای همیشه سخت تو را در تکانهای ناگهانی تنهاییام همچون شاخههای برفی درختان بیامان و یکریز تکیده و گوشهنشین کند.
حضور همیشه مرددت را پررنگتر کن آنقدر که آرامش نبودنت رنگینی تمامی نقاشیهای به تصویر در نیامده را برای هر ناز گم کرده خفتهای دوباره احیا کند
روزی به پیشواز دلتنگیت خواهم آمد آن وقت چهره فراموش شدهات را در سراشیبی آرزوهایم بخوابان جایی که دستان پر از نیلوفرهای خشک شده تنهایی رویای هر آغوش گرمی را برایت بیمعنا کند...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/11/13ساعت 13:16 توسط ناژوان |
|
|
ردپای نارنج و ترنج
فردا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/11/05ساعت 9:33 توسط ناژوان |
|
|
چشمانت را در باغچه همسایمان به یادگار بگذار جاییکه همیشه بیقراریهای بیصدای من در میان داستانهای دخترکان زیر شیروانی بیهیچ واژهای به تپشهای در آغوش کشیده میماند...
دستانت را در گرمی لبهای یخزدهام به یادگار بگذار جایی که پایان همیشگی تمامی هماغوشیهای زمین بود در میان ستارگان مرده آسمان
لبانت را در سردی گیسوان در باران خفتهام به یادگار بگذار جایی که بی تابی من همه از نفسهای به زبان نیامده دوست داشتن بود برای دانههای باور نشده در کویر تنهایی خفته
کلامت را در آرزوهای به غرور تنهایی نشکسته ام به یادگار بگذار جایی که گامهای پرخواسته من همه لرزه های تکان خورده تو بود در باور تمامی پچپچهای به نجوا در نیامده و دلت را در شیارهای لمس نشده انگشتانم به یادگار بگذار جایی که خوابهای طولانی تو بود در میان فکرهای کلاف شده من که همیشه لباس بلند حسرت می شد برای عریانی تمامی بهانههای مبهم رفتن اما آغوشت را در میان معصومیت کودکیمان دفن کن جایی که بیگانگی لحظه به لحظه تو تصور بودنت را در میان شمعدانیهای بو نشده برای هر خاطره گم کرده تنهایی پررنگتر می کرد و مرا از تو دورتر... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/11/01ساعت 12:40 توسط ناژوان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ما با توایم لیک تو با ابر و آفتاب
همصحبتی چه فایده از ما درازتر تو پاسخ تمام معمای عالمی اما چه پاسخی ز معما درازتر |
| آرشیو موضوعی |
|
نارنج و ترنج کویر اردیبهشت مشاطه |
| پیوندها |
|
آلاچيق ناژوان مجله ادبی جن و پری مجله ادبی هزارتو مجله ادبی- هنری رنگ مجله داستان و شعر قابیل سایت ادبی آتی بان پایگاه ادبی- هنری خزه شاعران معاصر والس ادبی |
|
RSS
|