تبليغاتX
ناژوان -
کودکان احساس جای بازی اینجاست
" بدون عنوان"

من پشيمان نيستم
من به اين تسليم مي انديشم     اين تسليم درد آلود!!!!

من صليب سرنوشتم را
بر فراز تپه هاي قتلگاه خويش بوسيدم
در خيابان هاي سرد شب
جفت ها پيوسته با ترديد
يكدگر را ترك مي گويند
در خيابان هاي سرد شب
جز خداحافظ   خدا حافظ     صدايي نيست

من پشيمان نيستم
قلب من گويي در آن سوي زمان جاري است
زندگي قلب مرا تكرار خواهد كرد
و گل قاصد كه بر درياچه هاي باد مي راند
او مرا تكرار خواهد كرد

*****

البته با عذرخواهي از پاييز كه اين متن رو زودتر گذاشتم. اگه اين روزها چيزي نوشتم توهين به هيچ يك ازدوستان نبوده. ما پيش بيني اين روزها رو مي كرديم اما نه تااين حد ناجوانمردانه!

كاش ما هم "ميمون هاي كور شو...كر شو...لال شو"يي بوديم كه سيمين دانشوراز اونا توي كتاب

 "جزيره سرگرداني" ش اسم مي بره...افسوس!

 

اعلاميه

ازاين پس نارنج و ترنج عنوان ندارد. وقتي هويت من محو مي شود جايي براي نام و نشان نمي ماند

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/03/23ساعت 16:0  توسط ناژوان |